مدتها بود می خواستم نقدی ـ که بازهم بر غیر حرفه ای بودن آن تاکید می کنم ـ بر آثاردکتر بنویسم.این نقد غیر حرفه ای شامل نظرشخصی من دراین مورداست.اگر من از دکتر انتقاد می کنم دلیل بر این نیست که قوت های دکتر راکه بسیار بیشتر ازضعف های ایشون است را قبول ندارم.
من هر چه کردم نتوانستم جهت گیری فکری دکتر رو بطور دقیق بفهمم.دکتر به تمام جهات«جستجوگری در مسیرِ شدن»*بود.انسانی که در تمام زندگی اش درجست و جوی حقیقت بود.امروزفلان مسئله برایش مهم بود و فردا همان مسئله برایش بی اهمیت.امروزفلان حقیقت برایش اثبات می شد وفردا حقیقتی دیگر؛واین یعنی پیمودن راهی که به انسان شدن منتهی می شود.دکتربنابر نیاززمان خود اساس نگارش بعضی آثارش(سخنرانی،مقاله،کتاب و...)را بر جهاد گذاشته است که به نظر من درزمان ما نیاز به اساس دیگری است.البته نمی گویم که الان اصلا حرفی از جهاد زده نشود!به نظرم این گفته شامل حال کلیه ی آثار دکتر نمی شود«کتاب علی،کتاب امروز،کتاب فردا.»
البته ازسوی دیگر آثار دکتر در ضمینه های شناخت بزرگان اسلام در نوع خود بی مانندوهمیشگی است؛هرچند در آنها هم به همان دلیل مذکور بیشتر روی جهاد وظلم ستیزی وجنگ زوم می کند....
می خوام موضوع جدیدی به نام دل نوشته رو به موضوعات وبلاگ اضافه کنم،که خود این موضوع شامل:عکس،شعر،مسائل اجتماعی،معرفی کتاب...و خلاصه هرچی دلم نوشت. می خوام یه انقلاب توی وبلاگم بکنم.امیدوارم بدتون نیاد.
موفق باشید
نمی دونم سخنرانی احمدی نژاد رو در جمع ایرانیان مقیم نیویورک شنیدید یا نه.اگر نشنیدید یا اینکه شنیدید و به این نکته ی که می خوام بگم توجه نکردید حتما بشنوید.
احمدی نژاد در میان حرفایش از شخصی سخن می گفت که با وجود مشکلات با جمهوری اسلامی نامه خطاب به بوش نوشته و گفته در مسئله ی هسته ای نمی توانید با ایران مقابله کنید وگفته من خودم با تمام مخالفتهای که با جمهوری اسلامی دارم اگر جنگ بشه میرم می جنگم.
احمدی نژاد در ادامه گفت:این شخص خیلی به آمریکا هشدار داده که ایران به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن در مسئله ی هسته ای نیست.
به نظر شما احمدی نژاد از چه کسی سخن می گفت؟
حسین درخشان نمونه ی کامل افراط،کسی که هیچی این نظام رو قبول نداشت یکدفعه سر از سپاه احمدی نژاد در آورد.بالاخره حسین درخشان هم به آرزوش رسید و مرادش غیر مستقیم ازش تمجید کرد.
خدایا عاقبتمون رو به خیر کن.
داشتم نشست خبری احمدی نژادتوی مهرآباد رومی دیدم.واقعا این آدم چی فکر می کنه.طوری حرف می زنه که انگار دورازجون،مردم گاوندو حالیشون نمی شه داره چرت می گه!من که نتونسم بیشتر از چند دقیقه تحملش کنم.
یکی از حرفاش این بود:تعداد کمی که بیشتر از اروپا آورده بودنشون و حتی نمی دونستن چه خبره وفقط بهشون گفته بودن اعتراض کنید توی محوطه ی دانشگاه بودن و اعتراض می کردن ولی در مقابل بسیاری آدم فرهیخته درداخل سالن بودم که حتی بیشترشون اعلام حمایت می کردن از حقوق و آرمانهای ملت ایران واز ما راهنمایی می خواستن...
نکته اول اینکه ایشون عادت دارن که تعداد مخالفینشون رو کم ببینن و اونارو دست نشانده ی این و اون بدونن.نکته دوم هم اینکه شما می تونی مملکت خودتو که داره هرروز بیشترتوی باتلاق تحریم فرومی ره رونجات بده نمی خوادبقیه رو راهنمایی کنی.
ولی در کل از این که این آقا می رند نیویورک خوشحالم میدونید چرا؟چون بالاخره تلاش های خاتمی برای اینکه اینا بفهمم باید توی مجامع بین المللی حرف زد،به بار نشست. یادتون هست که همین تیپ آقایون چه جور به آقای خاتمی بدوبیراه می گفتن برای اینکه رفته امریکا؟حیف که بعضی نگذاشتن خاتمی تو اون سالها که دست امریکا برای آشتی دراز بود، توی سازمان ملل با کلینتون روبرو بشه،شاید اگر روبرو می شدن ودست می دادن الان خیلی اوضاع فرق می کرد.حیف که نگذاشتند حیف...
به عنوان یک جوان ازتمام متفکرین ومحققین در مسائل فلسفه اسلامی،عرفان اسلامی،فقه اسلامی و... شکایت دارم.من یعنی بیشترجوانان ونوجوانان هم نسلم!
چرا نباید آثاری در این ضمینه ها داشته باشیم که به دردافرادی که مثل من به طور تخصصی دنبال این مسایل نیستند،بخورد. تمام آثار شما برای کسانی نوشته شده که در این ضمینه فعال اند.چرا کتابی ننوشته اید که حتی نوجوان۱۳ساله هم بتواند باعرفان اسلامی آشنا بشود و با آن رشد کند؟چرا کتابی ننوشته اید که درعین سادگی ویا حتی دنبال کردن ماجرای داستانی، فلسفه ی اسلامی رابه نسل من برساند؟
چرا شمای متفکر تمام آثارت را برای اشخاص متخصص نوشته اید؟ در حالی که این افراد معمولا سنشان به حدی است که دیگر طرز تفکرو خداشناسی و عقایدشان شکل گرفته وتغییر آن کاریست بس دشوار.
کاش شمای نویسنده ومحقق و متفکرازسنین پایین شروع به آشنایی نسلها با عرفان وفلسفه ی اسلامی می کردید؟کاش من و هم سن های من حداقل به اندازه ی شناختی که ازعرفان کوئلیوداریم،ازعرفان ابن عربی و مولاناهم داشتیم؟در حالیکه کوئلیوخود وام دار مولانای ماست؛ولی چه کنیم که نویسندگان مسیحی سفره ای عرفانی وفلسفی برایمان پهن کرده که شمای مسلمان نکرده اید پس چه زمانی می خواهید دست به کار شوید؟اینجاست که متوجه ی آن همه اصرار دکتر شریعتی در باب نگارش آثاراسلامی که به درد نسل جوان بخورد می شوم.