تبليغاتX
زنده باداسلام راستین

                                             چشمهاي انتظار

اي طلوع چشمهايت ديدني                               غنچه ي لبخندهايت چيدني

كاشكي مي آمدي از دورها                                با نگاهي روشن و بخشيدني  

 مي شدم در دستهاي گرم تو                             مثل گلهاي چمن باليدني

مي شدي يك آفتاب دسترس                             مي شدي يك آرزوي ديدني

در هواي پاك تو پر مي زدم                                 با دلي آبستن و باليدني

اي فروغ چشمهاي انتظار                                   كاش يك شب مي شدي باریدنی

                                                                                                              ايرج قنبري

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:27 توسط قنبیت |

سلام امشب دومین سالگرد شروع به کار وبلاگمه،می دونم چقدر خوشحالید،نیازی نیست ابرازش کنید.می خوام از همه ی کسانی که توی وبم اومدن،نظر دادن(چه مثبت چه منفی)یا ندادن تشکر کنم.از همه کسانیکه تحملم کردن وبه من افتخار دادنو حرفای که توی دلم و ذهنم بود رو خوندن و گاهی هم راهنماییم کردن و...، تشکر کنم.امیدوارم روزی برسه که شاهد برپای اسلام محمدی(ص) باشیم و همه باهم فریاد زنده باد اسلام راستین رو برآریم.این شعر رو به همه ی شما آزادی خواهان تقدیم می کنم:

دست مزن!چشم ببستم دو دست                      راه مرو!چشم،دوپایم شکست

حرف مزن!قطع نمودم سخن                               نطق مکن!چشم،ببستم دهن

هیچ نفهم!این سخن عنوان مکن                        خواهش نافهمی انسان نکن

لال شوم،کور شوم،کر شوم                              لیک محال است که من خر شوم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 22:46 توسط قنبیت |

ميلاد حضرت علي اكبر(ع) و روز جوان رو تبريك مي گم.به مناسبت اين ميلاد فرخنده كتابي از سيد مهدي شجاعي درباره ي علي اكبر(ع) رو به شما معرفي مي كنم.«پدر٬عشق و پسر» با قالبي داستاني اززبان اسب حضرت علي اكبر(ع)به شرح دلاوري ها ي آن جوان رشيد براي مادر ايشان مي پردازد.قسمتي از اين كتاب تقديم به شما خوبان:

«عجيب بود رابطه ي ميان اين پدر وپسر.من گمان نمي كنم در تمام عالم٬ميان يك پدر وپسر٬اين همه تعلق٬اين همه عشق٬اين همه انس واين همه ارادت حاكم باشد.من هميشه مبهوت اين رابطه ام.گاهي احساس مي كردم كه رابطه ي حسين و علي اكبر فقط رابطه ي يك پدر و پسر نيست.رابطه ي يك باغيان با زيبا ترين گل آفرينش است٬رابطه ي عاشق و معشوق است.رابطه ي دو انيس و همدم جداي ناپذير است.احساس مي كردم رابطه ي علي اكبربا حسين فقط رابطه ي يك پسر با پدر نيست.رابطهي ماموم و امام است.رابطه ي مريد و مراد است.رابطه ي عاشق و معشوق است .رابطه ي محب و محبوب استواگر كفر نبود مي كفتم رابطه ي عابد ومعبود است.«

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 14:54 توسط قنبیت |

سلام خوبید؟ جاتون خالی مشهد،البته نایب الزیاره بودم واسه تموم جوونای مملکتم. می خوام توی این پست طرح هزاران ختم قرآن رادیو قرآن رو که به مناسبت نیمه ی شعبان و به نیت سلامتی آقا امام زمان(عج)اجرا می شه بهتون معرفی کنم.اگر مایل بودین ثبت نام کنید و حالشو ببرین و منم دعا کنید.

طرح هزاران ختم قرآن 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 0:44 توسط قنبیت |

سلام امیدوارم خوب خوب باشید،چندروزی می رم سفر،حلال کنید.یادتون خواهم بود.

زآستان رضایم خدا جدا نکند                             من و جدای ازاین آ ستان خدا نکند

زدامن کرمش دست التجا نکشم                        گدای،دامن صاحب کرم رها نکند

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 2:15 توسط قنبیت |

مي خواستم به عنوان يه ايراني ويه طرفدار شاد بودن ايرانيان وهمچنين به عنوان يه طرفدار مستند طنز،از مسئولين پخش سيما بخصوص شبكه ي اول كمال تشكر و قدرداني رو داشته باشم.           به چه علت ؟خب معلومه بخاطر پخش مصاحبه ها و گفتگو هاي مردمي احمدي نژاد از اين شبكه اونم درست در ساعت پخش مجموعه ي طنز سه در چهار كه انصافا در برابر حرفهاي احمدي نژاد توي گفتگوهاش،بار طنز خيلي پايين تري داره. اصلا من از مسئولين عاجزانه درخواست مي كنم كه بجاي پخش اين سريال هميشه مصاحبه هاي محمود جون رو پخش كنن،يا حتي اگه امكانش هست شبكه  طنزي رو راه اندازي كنن و 24ساعت صحبتهاي احمدي نژاد رو نشون بدن،باور كنيد از تمام سريالهاي طنز مردم رو بيشتر شاد میکنه. ما تا محمود رو داريم علي صادقي و امثالشو مي خوايم چيكار؟

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 20:1 توسط قنبیت |

اجتماع سالم،همین اجتماع ماست که توش نه جرمی هست و نه جنایتی.                                        اجتماع ناسالم یعنی اجتماع کشورهای غربی میدونید چرا؟ چون اونجاست که دو کارخانه ی تولید بستنیش رو به دلیل وجود مدفوع انسانی می بندن،اونجاست که پسر کی به مادر و خواهر خودش تجاوز می کنه و جسدشو نو آتیش میزنه،اونجاست که مردی بر اثر تعصب دخترک ۱۷ ساله ی خودشو آتیش میزنه،اونجاست که مادری از فرزندش برای جابجای و فروش مواد مخدر استفاده می کنه،اونجاست که توی پرورشگاهشون روی بدن کودکان یتیم داغ میزارن!                                                              اینها همه نشونه ی بیماری های روانی موجود در یک جامعه و نبودن حس همدلی و هم نوعی توی اجتماع است.یه وقت فکر نکنید این فجایع توی جامعه ی ما رخ داده ها نه این چیزا توی غرب که بنیان خانواده سست و بی ریشه است رخ میده نه اینجا.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:50 توسط قنبیت |

چه کسی می تواند سیمای او را نقاشی کند؟                                                                             روح شگفتی با چندین بعد،مردی که در همه ی چهره هایش به عظمت خدایان اساطیر است.انسانی که در همه ی استعدادهای متفاوت و متناقض((روح)) و ((زندگی)) قهرمان شمشیر و سخن خردمندی و عشق،جانبازی و صبر،ایمان و منطق،حقیقت و سیاست،هوشیاری و تقوی،خشونت و مهر،انتقام و گذشت،غرور و تواضع،انزوا و اجتماع،سادگی و عظمت و بالاخره انسانی که هست از آنگونه که باید باشد و نیست.                                                                                                                            چه می گویم مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت باید با سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها             می گوید،اوکه با علی آشناتر است. 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 15:55 توسط قنبیت |

امروز توی یکی از محله های قدیمی قم این عکسو گرفتم،وقتی پرس و جو کردم فهمیدم این دیوار ستاد انتخاباتی یکی از نامزدهای مجلس بوده.گفتم با هم بخندیم

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:18 توسط قنبیت |

چند وقتی می شه که بحث حضور آقای خاتمی در انتخابات آینده بر سر زبون ها افتاده،یه سری می گن خاتمی نباید بیاد و دلایلی هم برای حرفشون دارن مثلا می گم این خراب کاری های احمدی نژاد درست بشو نیست و فقط بد نامیش واسه سید می مونه،یه دلیل دیگه هم دارن می گم این دولت چیزی به نام امانت داری نمی شناسه و براحتی توی رای مردم دست می بره،یه سری دیگه معتقدا خاتمی باید بیاد و به داد ملت برسه. من هم جزء این دسته ام . درسته شاید خاتمی رای نیاره یا بهتر بگم رای بیاره ولی  دولت امانت داری نکنه ویا در صورت انتخابش بدنامی براش بمونه اونم بدلیل مدت زمان زیادی که نیاز داره تا هنرنمایی های این آقا رو پاک کنه، اما امثال آقای خاتمی خودشونو دربرابر مردمشون مسئول می دونن و برای رفاه اونا مسائلی چون بدنامی یا شکست براشون اهمیت نداره. امیدوارم هر چه زود تر دوباره به جایگاه خودمون در میان کشورهای دیگه بعنوان کشور پایه گذار گفتگوی تمدنها برسیم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 16:11 توسط قنبیت |

۱۸تیر را به شما دوستان به ویژه به خانواده های شهدای آن واقعه ی سرخ تسلیت می گویم. ازخداوند برای جوانان شهید آن واقعه طلب رحمت وآمرزش می نمایم. اللهم اعجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 21:17 توسط قنبیت |

سلام،اميدوارم روزگار به كامتون باشه.اول ببخشید که مدت زیادی از آخرین بروز رسانیم گذشته دلایل مختلفی داشت که البته باید بگم تنبلی علت اصلی بود اما برای تبرئه باید بگم بعداز تموم شدن کاردانی تصمیم گرفتم کنکور انسانی بدم و این دو ماه آخر رو درس خوندم. بگذریم حالا برای اینکه کم کاریم رو جبران کنم چندتا کتاب در موضوعات مختلف بهتون پیشنهاد می کنم که توی تابستون بخونید.این کتابها هر کدوم به نحوی در جهت خودسازی موثر اند.                                                                                        
کتاب اول: تلخیص اصول عقاید_محسن قرائتی_نشر مرکز فرهنگی درسهایی ازقرآن                             
این کتاب با زبان و نثر بسیار ساده ی دارد در این کتاب آقای قرائتی به مسائل عقیدتی(توحید و نبوت و امامت...)از نگاه عقل و دین می پردازد و  با دلایل عقلی فطری به شبهاتی که معمولا جوانان و نوجوانان دارند پاسخ می دهدو از تمثیل های  زیبایی برای قابل فهم ترشدن استفاده می کند.ااین کتاب دارای دو نوع چاپ می باشد چاپ کامل که فکر می کنم حدود 500صفحه است اما چاپ کم حجم تر این کتاب با عنوان تلخیص اصول عقاید با263صفحه نیز در بازار موجود است.هرچند من با بعضی از صحبتهای آقای قرائتی مخالفم اما بی انصافی است که تلاش ایشون در عرصه ی معارف قرآنی وهمچنین نگارش این کتاب که از بسیاری جهات بی نظیر است را نادیده بگیرم.

کتاب دوم:تفکر زائد_محمد جعفر مصفا_نشر پریشان
 این کتاب به بحثهای  تفکر خود شناسی می پردازد.استاد مصفا در این کتاب  به تووهماتی که فکر دچار می شود اشاره می کند وراه دستیابی به تفکر صحیح را نشان می دهد.به طور مثال اگر از راه رفتن شخصی بدتون میاد ایراد از شماست و توهم تفکر شما درباره راه رفتن.چون من هنوز این کتاب را کامل نخوانده ام قسمتی از مقدمه ومتن پشت جلد را برای دوستان بازگو می کنم.((شاید مطالعه ی این کتاب به گسترش آگاهی شما نسبت به "خود"کمک کند وتا حد زیادی بار رنج بار آنرا کاهش دهد.اگردر طریق آگاهی به رهایی مطلق از اسارت"خود"دست یافتید فبها واگر دست نیافتید به همان مقدار آگاهی وگسترش آن بسنده کنید وبه اینکه بار"خود"ضعیف تر شده است رضا باشید وبه مشیت خداوند توکل نمایید. 

کتاب سوم:لذات فلسفه_ویل دورانت_مترجم عباس زریاب خوئی_شرکت انتشارات علمی فرهنگی        
این کتاب به تفسیر فلسفی زندگی انسان وطبیعت با نثری ساده و روان می پردازد و پژوهشی است در سرگذشت و سرنوشت آدمی.ویل  دورانت مسائلی چون فلسفه ی اخلاق   فلسفه ی سیاسی و فلسفه ی دین را با زبانی قابل فهم برای نوجوانان و جوانان برسی می کند.جالب است بدانید چاپ اول این کتاب در سال 1344بوده است وهنوز هم تجدید چاپ می شود

امیدوارم از خواندن کتابها لذت ببرید.  

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:53 توسط قنبیت |

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:18 توسط قنبیت |

3 

4

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:11 توسط قنبیت |

چند شب پیش بعد از مدت زیادی که منتظر اتوبوس بودم بالاخره اتوبوسی از دور نمایان شد.چشمتون روز بد نبیند اتوبوس جای سوزن انداختن هم نداشت،هر طوری بود سوار شدم(نتیجه این که ازسوزن هم کمتر جا می گیرم)خلاصه بعد از کلی ترافیک رسیدیم به بلوار امین،ایستگاه مسجدالمهدی که ایستاد متوجه شدم بیشتر افرادی که دارن پیاده می شن غیر ایرانی اند،اینجا بود که با یک نگاه متوجه شدم بیشتر مسافرین(البته آقایون)غیر ایرانی اند و دارن با زبان مزخرف خودشون که فکر می کنم هندی بود صحبت می کنن،چند تا ایستگاه بعد یعنی سر شهرک سالاریه تمام این اجنبی ها پیاده شدند،آخه اونجا واسه اینا دانشگاه زدند،مثلا برای درس دین خوندن،نمی دونید که چه امکاناتی به اینا می دن. کافی یه چند دقیقه توی بلوار امین بچرخی تااین کثافتهارو ببینید که مشغول همه جور غلطی هستند و حتی بسیجیا هم نمی تونن بشون چیزی بگند.فکر نکنید من از جا نبودن توی اتوبوس حالم گرفته است نه من از این دارم گر می گیرم که جوونای ما دارن از فقر وبی پولی توی جوبها می میرندو حتی دیگه خدا رم قبول ندارند چه برسه به اسلام، بعد پول ما صرف این اجنبی ها بشه، کاش آدم بودنو واقعا برا اسلام اومده بودن که تازه اینم دلیل نمی شد. بابا همین پولی که صرف این جاسوسها می کنن رو صرف فرهنگ سازی جوونای ایران خودم بکنن وضعیت دین وفرهنگمون خیلی بهتر از این می شد. توی قم شاید بیش از ۵مدرسه یا دانشگاه هست که فقط مال اجنبی هاست موسسه هاشئنم حالا بیخیال می شیم.نمی دونید وقتی من این اجنبی ها رو می بینم چه حالی می شم.چند سال پیش یکی از دوستان از یه هندی شنیده بود که می گفت من خرج خانواده ام رو هم از اینجا می فرستم.خدایا خودت به فریادمون برس

 اللهم عجل لولیک الفرج  

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:11 توسط قنبیت |

نمی دونم تا حالا به برنامه هایی که از رادیو و تلوزیون در رابطه با احکام اسلامی پخش می شود توجه کردید یا نه؟یکی از این دست برنامه ها برنامه ی زلال احکام شبکه سه است چندین بار که این برنامه رو می دیدم متوجه سوال هایی از طرف مردم شدم که واقعا تاسف برانگیز بود، البته نه برای سوال کننده بلکه برای برخی از آقایونی که توی حوزه های علمیه بخصوص قم مشغولند،برای این نمی گم مشغول تحصیل چون اگر بودن که نباید بعد از گذشت سی سال از انقلابی که به نام اسلامی مزین شده این وضعیت مردم باشه حداقل از نظر دانستن احکام؛ در یکی از برنامه ها خانمی تماس گرفته بود و می پرسید آیا دایی شوهرم به من محرم است؟ باردیگر خانمی می پرسید نماز مسافر که شکسته است اگر قضا بشه و بگرده به وطن باید نماز قضا رو کامل بخونه؟

 

من اصلا به سوال کننده خرده نمی گیرم هرچند با امکانات امروزی او هم بی تقصیر نیست  بلکه از طلبه هایی که توی قم درس می خونن می پرسم شما که برای گسترش اسلام اومدید درس حوزه می خونید پس چرا بعد ازپایان سطوح حوزه به شهر خودتون بر نمی گردین؟الحمدالله دیگه تمام شهرهای ایران حوزه داره بابا تو شهر خودت درس بخون یا حداقل بخاطر درس خارج ودیگرمسائل قم نمونید باور کنید اگر برید شهر یا روستای خودتون هم بهتر می تونید به وظیفه اتون عمل کنی هم کمتر وارد سیاسی بازی های حوزه می شوید.

 

اما نکته اینجاست که این آقایون دیگه همچین اهدافی ندارند این اهداف حتی اگر اولش هم در روحیه ی این جنابان باشد ولی حداکثر تا سال اول حوزه حفظش می کنند و بعد وارد سیاسی کاری ومست امکانات بی شمار قم که فقط به این قشر اختصاص دارد می شوند و همین جا می مونند و حتی یادی از هدف لباسی که بر تن دارند نمی کنند.

اینم بگم که منظورم تمام طلبه ها نیست ولی بی شک اکثریتشان را شامل می شود.  

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 21:53 توسط قنبیت |

سلام سال نو مبارک هر چند چند روزی ازش گذشته ولی هنوزم نوست. می خواستم بگم پست قبلی فقط دروغ سیزده بود.همینو بس خدا نیاره روزی که من بخوام بگم اینا راه راست اند.

یاعلی

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:39 توسط قنبیت |

خدایا ممنونم که راه راست رو بالاخره به من نشون دادی.من یعنی جناب قنبیت همین جا اعلام می کنم که از عقاید قبلی خودم بسیار بسیار پشیمانم و همچنین تنفر خود را از هرچی خاتمی و خاتمی دوست اعلام می کنم و دولت احمدی نژاد رو بعنوان بهترین دولت دنیا اعلام میکنم.در ضمن مطمئن باشید طی چند روز آینده برای دست بوسی ایشون و مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای خواهم رفت.به شما دوستان هم پیشنهاد میدم هر چه سریعتر به راه راست هدایت شوید.

۱۳

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 22:31 توسط قنبیت |

همه ی شما رخشنده اعتصامی متخلص به پروین را می شناسید.پروین را بی شک باید بزرگترین شاعره ی زبان فارسی دانست.شعر پروین محکم و پربارودر عین حال دارای زبانی بسیار ساده و دلنشین است.دربیت بیت اشعار پروین عواطف و احساسات انسانی موج می زند.پروین همچون معلّمی فرهیخته با خواننده ارتباط برقرار می کند و دلسوزانه لب به نصیحت های حکیمانه می گشاید که این خود دلیلی بر روح وسیع واندیشه های بلند اوست.

پروین بسیار استادانه از عنصر جان بخشی به اشیاء در بیان پندهای خود استفاده کرده است وجالب اینکه بیشتر، اجسامی را انتخاب کرده که خود به عنوان یک زن با آنها سروکار داشته است.در بیشتر اشعار اعتصامی فضای گفتگوی دو طرفه حاکم است که این گفتگو ها گاهی میان جوانی و پیری است، گاهی هم میان دو کبوترو حتی گاهی هم میان نخی وسوزنی.

همه ی این ظرافتهاست که شعر پروین را برای خواننده دلنشین و قابل فهم می سازد.بانو اعتصامی در۲۵اسفند ۱۲۸۵در تبریز بدنیا آمده ودر نیمه شب شانزدهمین روز از بهار۱۳۲۰چشم از جهان فروبست.

آرامگاه این بزرگ بانوی شعر وادب فارسی در بقعه ای در صحن اصلی حرم مطهر حضرت معصومه(س) قراردارد..در زیر چند بیتی از شعری که پروین برای سنگ مزارش سروده است به شما دوستداران شعر فارسی تقدیم می کنم:

اینکه خاک سیهش بالین است                         اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید                              هرچه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آنهمه گفتار امروز                                 سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند                            دل بی دوست دلی غمگین است               

   تصویر را دراندازه واقعی ببینیدas 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:45 توسط قنبیت |

روی صحبتم بیشتر با قمی هاست.ازاین جهت که توی قم حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان تائید صلاحیت نشدند وهمچنین اهمیت بیش از پیش تهران که حاصل قدرت گرایی دولت نهم است،به شما همفکران همشهری پیشنهاد می کنم در انتخابات تهران شرکت کنید.

امیدوارم مجلسی انتقادی وکارآمد در پیش باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 18:20 توسط قنبیت |

در این پست قصد دارم، شما را با یکی از بهترین داستان سرایان ادبیات داستانی کشورمان آشنا کنم.

"صادق چوبک" در 12 تیر 1295در بوشهر متولد شد. بیشتر داستان های چوبک حال و هوای جنوب و زادگاهش را دارد.داستان های چوبک به ریزترین وپیدا ترین روابط احساسی و عاطفی بشر که کمتر آدمی متوجه ی آنهاست پا می گذارد.زیبا ترین داستان ها ورمان های چوبک عبارت اند از:نفتی، مردی در قفس، انتری که لوطیش مرده بود،روز اول قبر،یحیی،عروسک فروشی،چرا دریا توفانی شده بود،توپ پلاستیکی(نمایش نامه)،سنگ صبور(رمان)،تنگسیر(رمان)و... .

چوبک در 12 تیر1377در حالی که بینایی اش را ازدست داده بود،در امریکا درگذشت وجسدش رابنابر وصیّتش سوزاندند.

 در این مطلب کتاب تنگسیر رو به شما معرفی می کنم.تنگسیر خود لغتی محلی به معنای مرد یا زن اهل تنگستان می باشد.داستان تنگسیر در حال و هوای زادگاه چوبک یعنی بوشهر در زمان حضور استعمار گونه ی انگلستان در این منطقه،رخ می دهد.ماجرای مردی روستای که برای گرفتن حق خود به گونه ای دیگر عمل می کند وحتی از جان خود در این راه می گذرد.چوبک با تسلطی که بر اصطلاحات محلی بوشهر دارد خواننده را براحتی به فضای جنوب می برد واستادانه داستان را پیش می برد.نکته مهم در آثار چوبک بخصوص تنگسیر استفاده از زبان گفتار در نوشتار است وحتی در پایان این کتاب چوبک می نویسد:«این را فاش می گویم که برای غَنای ادیات خود ناچاریم آنچه که در گفتار بکار می بریم در نوشتار نیز بکار بریم.»

چوبک در پایان کتاب اصطلاحات محلی مورد استفاده در تنگسیر را توضیح داده داده است.این کتاب برای علاقه مندان به اقوام ایران بخصوص جنوب بسیار مفید است.

اگر مایل به خواندن آثار چوبک و بزرگان داستان نویسی ایران هستید،لینک های زیر برای شما مفید خواهند بود.

۱ـ پایگاه آثار چوبک           ۲-شورای گسترش زبان فارسی           ۳ـداستان حرفه ای 

در پایان امیدوارم به نویسندگان بزرگ ادبیات خودمان از جمله صادق چوبک بیشتر از پیش توجه کنیم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:46 توسط قنبیت |

ایام شهادت امام رضا(ع) مشهد یه حال و هوای دیگه ای داره،انشا الله نصیب همه بشه.از همه جای ایران دسته های عزاداری میاد،فرصت خوبیه که با عزاداری های اقوام مختلف آشنا بشیم.جاتون سبز بود.یادجوونای مملکتم بودم.

آهوی دلم در خم زلف تو اسیر است                                                                                                 ضامن شو ازاین دام رهایش ننمایند

haram 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:14 توسط قنبیت |

توی این پست قصد ندارم به انقلاب بی حرمتی کنم فقط می خوام سوالاتی که توی ذهنم بوده و هست رو با شما در میون بزارم.همیشه توی ذهنم این سوال بوده که چه طور می شه یه خلبان خارجی توی شرایط حاد اون زمان که حکومت اعلام کرده بود هواپیما رو می زنه حاضربشه پرواز کنه؟ یا چه طور می شه حکومت هواپیمای امام رو نمی زنه؟ یااصلا  چه کسی هماهنگی پرواز اختصاصی رو انجام می ده؟

 

این جوری که من خبر دارم و تو عکسها دیدم هواپیما دربست در اختیار امام و همراهان بوده.البته اگر چاشنی معنویت رو به این مسائل اضافه کنیم سوالات من هم به جواب می رسد. یه نکته ی دیگه هم که ذهن من رو حسابی مشغول کرده اینه که شاه درسته که خیلی کشتار کرد ولی باز هم اگر می خواست می تونست بمونه و بکشه.اینجور که نظام الان می گه شاه حسابی تجهیزات نظامی داشته و حتی از حمایت امریکا و دیگر غربی ها هم برخورداربوده پس اگر می خواست می تونست بیشتر بمونه. به عبارت بهتر شاه نمی خواست به هر قیمتی بمونه ویا شاید بالاسریاش دستور دادن: برو این حکومتی هم که داره میاد مال خودمون می شه.

 

کار من نیست که کلافهای بهم پیچیده ی انقلاب رو باز کنم ولی نظرم اینه که امام و مردم هدفهای والایی رو دنبال می کردن.مثلا یکی از این هدفها که امام هم خیلی روش تاکید داشت عزت ایرانی بود همه ی شما ازماجرای مبارزه ی امام با کاپیتولاسیون امریکایی مطلع هستید ولی قرار نبود کاپیتولاسیون آخوندی جای کاپیتولاسیون امریکایی رو بگیره! در حالت خوشبینانه بگم اطرافیان امام نگذاشتن امام انقلاب رو همان طوری که مردم می خواستن پیش ببرن و انقلاب رو منحرف کردن و شاید هم به غربی ها واگذار کردن.

اینم بگم اگر من می گم امام هدفش با این آقایونی که الان همه کاره ی انقلاب هستن فرق داشته به این معنی نیست که امام اشتباه نداشته البته امیدوارم اشتباهات امام سهوی بوده باشه.توی پستهای بعدی می خوام ماجرای بزرگترین مرجع اون زمانها که پس از انقلاب بدلیل اختلافاتی که با انقلاب منحرف شده پیدا کرد مورد بی حرمتی قرار گرفت رو باز گو کنم.راستی شما می دونید منظورم کیه؟اگر می دونید بگید چون خیلی مهمه برام که ببینم کسی می شناسه اون شخص رو یا نه؟

به امید اینکه روزی این نظام  واقعا جمهوری اسلامی بشه!

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 13:20 توسط قنبیت |

راستش همیشه مشکلم نوع مطالعه ام بوده البته نه نوعش،نمی دونم چطوری بیان کنم.من کتابی رو که می خونم یادم نمی مونه مطالبش می دونم موضوعش چیه ولی یادم نیست مثلا داستان چی بوده. درسته که مهم تاثیری که کتاب رو نا خودآگاه ودرون میزاره ولی خوب آدم دوست داره تو حرفها و بحثها از جملات ومطالب کتابهایی که خونده استفاده کنه دیگه،مگه نه؟ البته اینم بگم که اصولا آدم عجولیم ومیخوام کتاب رو سریع تموم کنم. نمی دونم گفتم شاید شما برای خودتون سبکی دارین که اینجور نشین، اگر خواستین سبکتون رو به من بگین.

ممنون از توجه شما

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:11 توسط قنبیت |

سلام

ببخشید،خیلی وقته آپ نکردم قول میدم جبران کنم.در ضمن شهادت زیباترین روح پرستنده ،حضرت زین العابدین امام سجاد(ع)رو به شما خوبان تسلیت میگم با کلامی از ایشون:                                             ((من پسر آن آقایی(حضرت محمد(ص))هستم که فرشتگان آسمان به اواقتداکردند.        قسمتی از خطبه امام سجاد(ع) در مجلس یزید))

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:39 توسط قنبیت |

ما ایرانی ها تا کسی نمیرد،سراغی ازش نمی گیریم،اینم یکی از همین موارد.از این شعر قیصر خیلی خوشم اومد گفتم شما هم بخونید.

 

                اخوانیه(برای سیدحسن حسینی)

چراعاقلان را نصیحت کنیم؟

بیایید از عشق صحبت کنیم 

                                                            تمام عبادات ما عادت است

                                                          به بی عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هرنماز

دورکعت گلی را عبادت کنبم؟ 

                                                              به هنگام نیت برای نماز

                                                              به آلاله ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت

دمی بشنو ازنی حکایت کنیم؟ 

                                                              چه اشکال دارد در آیینه ها

                                                              جمال خدا را زیارت کنیم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 11:30 توسط قنبیت |

سلام اول عذر می خوام که کمتر به روز می کنم.دلیل  اصلی اینکه دیگه کمتر به اینترنت دسترسی دارم.دلیل کلاس دارش هم اینکه دانشگاه باز شده درس دارم.

امیدوارم بتونم دوباره در خدمت شما دوستان باشم.راستی سالگشت وفات علامه طبابائی(۲۴آبان)وهمین طور نیمایوشیج رو تسلیت می گم.

التماس دعا

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 18:29 توسط قنبیت |

مدتها بود می خواستم نقدی ـ که بازهم بر غیر حرفه ای بودن آن تاکید می کنم ـ بر آثاردکتر بنویسم.این نقد غیر حرفه ای شامل نظرشخصی من دراین مورداست.اگر من از دکتر انتقاد می کنم دلیل بر این نیست که قوت های دکتر راکه بسیار بیشتر ازضعف های ایشون است را قبول ندارم.

 

من هر چه کردم نتوانستم جهت گیری فکری دکتر رو بطور دقیق بفهمم.دکتر به تمام جهات«جستجوگری در مسیرِ شدن»*بود.انسانی که در تمام زندگی اش درجست و جوی حقیقت بود.امروزفلان مسئله برایش مهم بود و فردا همان مسئله برایش بی اهمیت.امروزفلان حقیقت برایش اثبات می شد وفردا حقیقتی دیگر؛واین یعنی پیمودن راهی که به انسان شدن منتهی می شود.دکتربنابر نیاززمان خود اساس نگارش بعضی آثارش(سخنرانی،مقاله،کتاب و...)را بر جهاد گذاشته است که به نظر من درزمان ما نیاز به اساس دیگری است.البته نمی گویم که الان اصلا حرفی از جهاد زده نشود!به نظرم این گفته شامل حال کلیه ی آثار دکتر نمی شود«کتاب علی،کتاب امروز،کتاب فردا.»

البته ازسوی دیگر آثار دکتر در ضمینه های شناخت بزرگان اسلام در نوع خود بی مانندوهمیشگی است؛هرچند در آنها هم به همان دلیل مذکور بیشتر روی جهاد وظلم ستیزی وجنگ زوم می کند....

                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:40 توسط قنبیت |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:40 توسط قنبیت |

سلام امیدوارم که از شبهای قدر استفاده ی کافی رو برده باشید.

می خوام موضوع جدیدی به نام دل نوشته رو به موضوعات وبلاگ اضافه کنم،که خود این موضوع شامل:عکس،شعر،مسائل اجتماعی،معرفی کتاب...و خلاصه هرچی دلم نوشت. می خوام یه انقلاب توی وبلاگم بکنم.امیدوارم بدتون نیاد.

موفق باشید

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 0:46 توسط قنبیت |

نمی دونم سخنرانی احمدی نژاد رو در جمع ایرانیان مقیم نیویورک شنیدید یا نه.اگر نشنیدید یا اینکه شنیدید و به این نکته ی که می خوام بگم توجه نکردید حتما بشنوید.

احمدی نژاد در میان حرفایش از شخصی سخن می گفت که با وجود مشکلات با جمهوری اسلامی نامه خطاب به بوش نوشته و گفته در مسئله ی هسته ای نمی توانید با ایران مقابله کنید وگفته من خودم با تمام مخالفتهای که با جمهوری اسلامی دارم اگر جنگ بشه میرم می جنگم.

احمدی نژاد در ادامه گفت:این شخص خیلی به آمریکا هشدار داده که ایران به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن در مسئله ی هسته ای نیست.

به نظر شما احمدی نژاد از چه کسی سخن می گفت؟

حسین درخشان نمونه ی کامل افراط،کسی که هیچی این نظام رو قبول نداشت یکدفعه سر از سپاه احمدی نژاد در آورد.بالاخره حسین درخشان هم به آرزوش رسید و مرادش غیر مستقیم ازش تمجید کرد.

خدایا عاقبتمون رو به خیر کن.        

+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:35 توسط قنبیت |

داشتم نشست خبری احمدی نژادتوی مهرآباد رومی دیدم.واقعا این آدم چی فکر می کنه.طوری حرف می زنه که انگار دورازجون،مردم گاوندو حالیشون نمی شه داره چرت می گه!من که نتونسم بیشتر از چند دقیقه تحملش کنم.

یکی از حرفاش این بود:تعداد کمی که بیشتر از اروپا آورده بودنشون و حتی نمی دونستن چه خبره وفقط بهشون گفته بودن اعتراض کنید توی محوطه ی دانشگاه بودن و اعتراض می کردن ولی در مقابل بسیاری آدم فرهیخته درداخل سالن بودم که حتی بیشترشون  اعلام حمایت می کردن از حقوق و آرمانهای ملت ایران واز ما راهنمایی می خواستن...

نکته اول اینکه ایشون عادت دارن که تعداد مخالفینشون رو کم ببینن و اونارو دست نشانده ی این و اون بدونن.نکته دوم هم اینکه شما می تونی مملکت خودتو که داره هرروز بیشترتوی باتلاق تحریم فرومی ره رونجات بده نمی خوادبقیه رو راهنمایی کنی.

ولی در کل از این که این آقا می رند نیویورک خوشحالم میدونید چرا؟چون بالاخره تلاش های خاتمی برای اینکه اینا بفهمم باید توی مجامع بین المللی حرف زد،به بار نشست. یادتون هست که همین تیپ آقایون چه جور به آقای خاتمی بدوبیراه می گفتن برای اینکه رفته امریکا؟حیف که بعضی نگذاشتن خاتمی تو اون سالها که دست امریکا برای آشتی دراز بود، توی سازمان ملل با کلینتون روبرو بشه،شاید اگر روبرو می شدن ودست می دادن الان خیلی اوضاع فرق می کرد.حیف که نگذاشتند حیف...

+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 0:37 توسط قنبیت |

به عنوان یک جوان ازتمام متفکرین ومحققین در مسائل فلسفه اسلامی،عرفان اسلامی،فقه اسلامی و... شکایت دارم.من یعنی بیشترجوانان ونوجوانان هم نسلم!

چرا نباید آثاری در این ضمینه ها داشته باشیم که به دردافرادی که مثل من به طور تخصصی دنبال این مسایل نیستند،بخورد. تمام آثار شما برای کسانی  نوشته شده که در این ضمینه فعال اند.چرا کتابی ننوشته اید که حتی نوجوان۱۳ساله هم بتواند باعرفان اسلامی آشنا بشود و با آن رشد کند؟چرا کتابی ننوشته اید که درعین سادگی ویا حتی دنبال کردن ماجرای داستانی، فلسفه ی اسلامی رابه نسل من برساند؟ 

 چرا باید من جوان علاقه مند به این ضمینه ها کتاب هایی چون دنیای سوفی یوستین گردررا بخوانم که فقط با فلسفه ی غرب آشنا بشوم؟چرا باید لذات فلسفه را ویل دورانت به ما بچشاند؟پس چه زمانی قرار به ما فلسفه بو علی وعرفان عطاررا بیاموزید یا حتی آشنا کنید؟چرا باید نسل من تحت تاثیر بیان سلیس وشیوا وزیبای داستانی کتابهای پائولو کوئلیو و دیگران غربی، قرار بگیرد وکتابهای کسی را بخواند که خود نویسنده از این که کتابهای اودر ایران جز پرفروش ترین هاست تعجب می کند؛ که ای بابا شما که خودتون صاحب عرفانید،چرا آثار منو می خونید؟باز کتاب یوستین گردر کمتر به القای عقاید شخصی می پردازد.کتا بهای کوئلیوکه آنچنان وجه داستانی مسحور کننده ی دارد که شخص را مجبور به خواندن کتاب هایش در طی مدت کوتاهی می کند،سراسر القای عقاید و عرفانهایی است که مخلوطی ازعقاید مسحییت وسرخ پوستی خاص آمریکای جنوبی است.واقعا نویسنده ی توانایست وآثارش جز برترین آثار دوره ماست ولی حیف که عرفان غیر اسلامی را آموزش می دهد.

چرا شمای متفکر تمام آثارت را برای اشخاص متخصص نوشته اید؟ در حالی که این افراد معمولا سنشان به حدی است که دیگر طرز تفکرو خداشناسی و عقایدشان شکل گرفته وتغییر آن کاریست بس دشوار.

کاش شمای نویسنده ومحقق و متفکرازسنین پایین شروع به آشنایی نسلها با عرفان وفلسفه ی اسلامی می کردید؟کاش من و هم سن های من حداقل به اندازه ی شناختی که ازعرفان کوئلیوداریم،ازعرفان ابن عربی و مولاناهم داشتیم؟در حالیکه کوئلیوخود وام دار مولانای ماست؛ولی چه کنیم که نویسندگان مسیحی سفره ای عرفانی وفلسفی برایمان پهن کرده که شمای مسلمان نکرده اید پس چه زمانی می خواهید دست به کار شوید؟اینجاست که متوجه ی آن همه اصرار دکتر شریعتی در باب نگارش آثاراسلامی که به درد نسل جوان بخورد می شوم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 0:15 توسط قنبیت |

 «...در اتاق ایشان(شهید مطهری)در دانشگاه نشسته بودم که آقای سید هادی خسروشاهی هم آمد.شهید مطهری در اتاق کارش در دانشگاه یک تخت خواب گذاشته بودوتمام روز درآن جا زندگی می کرد وظهرها هم برخی اوقات همان جا می خوابید.سر صحبت باز شد.

آقای خسروشاهی گفت:آقای مصباح رفته منبر وعلیه دکتر شریعتی صحبت کرده،طلبه ها گفته اند تورا چه به دکتر شریعتی؟

آقای مطهری خندیدند وگفت:بله،آقای شریعتی اشتباه دارد،اما نه چیزی که آقای مصباح متوجه شود.

                                                                               بار دیگر شریعتی- دکتر محمد مهدی جعفری»

                                                     

 

وقتی این خاطره ر امی خوندم،این سوال خیلی ذهنم را مشغول که در زمان ما،مخالفان این قدر منصفانه با هم بر خورد می کنند؟با اینکه شهید مطهری در بعضی مسائل علمی با دکتر اختلاف داشتند ولی جانب انصاف را رعایت کردند.

در حالی که در این زمان مخالف حتی فرصت خواندن آثار فردی که با او مخالف است را به خود نمی دهد و به سادگی بر اساس نظرشخص سومی که معلوم نیست غرضی دارد یا نه،حکم بر بی دینی مولف می دهد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 0:35 توسط قنبیت |

نوروز: رييس جمهور سابق كشورمان، تصريح كرد: مسائلي كه در مورد انتخابات و صلاحيت‌ها مطرح مي‌شود جاي نگراني دارد.

حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي كه شب گذشته در مراسم سالروز ميلاد حضرت مهدي (عج) در مسجد ولي‌عصر تهران سخن مي‌گفت از انتظار ظهور منجي به عنوان اصل مشترك همه‌ي اديان ابراهيمي نام برد و گفت: فلسفه‌ي تاريخ در اديان ابراهيمي با اعتقاد به ظهور منجي معني پيدا مي‌كند.

وي با بيان اين‌كه در اديان ابراهيمي پايان تاريخ با ظهور منجي رقم مي‌خورد، به ويژگي‌هاي انسان اشاره كرد و گفت: انسان در تاريخ و با تاريخ زندگي مي‌كند و عقل و فهمش، عقل و فهمي تاريخي است. طبعا شكل زندگي انساني متناسب با آن تاريخ است.

رييس موسسه‌ي بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها كه تاريخ را حركت به سوي مبدا و مقصد تعريف مي‌كرد، گفت: آيا اين تاريخ بشر پاياني دارد؟

منبع:نوروز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 2:53 توسط قنبیت |

جمکران

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 3:15 توسط قنبیت |

داشتم وب گردی میکردم که به این عکس برخوردم.

این چه بلایست که به سر اسلام می آورند؟چرا با دست خودمون تیشه به ریشه ی اسلام و دین توی این مملکت می زنیم؟من نمی دونم چه تفاوتی بین دولتهای اروپای که حجاب را در اماکن عمومی منع کردند،واین اقدام در داخل کشور وجود دارد؟به نظرم هیچ فرقی نمی شود پیدا کردهرچی اسلام می کشد از برداشتهای شخصی است وازافراط های فتنه انگیز.

به امید روزی که صاحب(عج) بیایدوتکلیف این دین های ساختگی که کمر به نابودی اسلام بسته اند را مشخص کند.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 2:14 توسط قنبیت |

شما تا حالا همچین جشن با شکوه ای برای جشنهای ملی و حتی مذهبی در کشورمان دیده بودید؟

1نصرالله با افتخار کامل می گوید:تمام مخارج بازسازی را دفتر آقای خامنه ای تقبل کردند.نمی دونم کلا حزب الله را بکوبم یا اینکه قسمتی از فعالیت هایش رو وبهتر بگویم رفتار مسئولین کشورم رو در برابر حزب الله،واقعا نمیدونم.درسته که باید به گسترش اسلام کمک کردکه البته اینها برای رو کم کنی اسرائیل وامریکا از این حزب حمایت می کنند،ولی چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

من فقط اینو میدونم که روزانه چندین وچند هزار جوان هموطنم داخل جویهامی میرند،روزانه بر آمار دختران فراری ودر نتیجه زنان خیابانی افزوده می شود.و هزاران آمار متاثر کننده ی دیگر که علت اصلی آنها فقر و فاصله ی طبقاتی است. 

این آقایون میخواهند اسلام را گسترش بدهند ولی یادشون رفته که داخل کشورمون بخاطر فقر،نه فقط اسلام بلکه روح خدا پرستی هم دارد از بین می رود.به قول دکتر شریعتی(فقر که از دری وارد شود دین از در دیگر خارج می شود.) راستی نمی دونم چرا تلوزیون ما فقط حرفهای سید حسن رو  نشون می دهدو بزن وبرقصای مردم لبنان رو نشون نمی ده؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:20 توسط قنبیت |

انگار همین دیروز بود که شروع کردم به نوشتن.یکسال گذشت.اولین پست اصلی ام رو تو همین روز ساعت ۲۱:۵۸درباره فرزاد حسنی گذاشتم،جالب اینکه چون فونت فارسیم قاطی بود،با فینگیلیش نوشتم(چقدر ضایع است خدایش).البته تاسیس وبم روز۱۴تیربود که خبر آمدن دادم ولی تا این چنین روزی مجال فعالیت نداشتم،برای همین،روز شروع فعالیتم روروز تولد وبم میدونم.

دیروز که آرشیوم رو می دیدم،به نکته هایی برخوردم که خیلی ضایع بود،مثلا از بس سریع تایپ کرده بودم بجای خبرگزاری نوشته بودم خبرگذاری!!! اون موقع هنوز اپ لود کردن نمی دونستم چیه همه عکسها رو کپی می کردم حالا که میریم آرشیو خبری از عکسها نیست،آخه اون سایتی که من ازش کپی کردم عکس رو پاک کرده. به تیترهای که میزدم نگاه می کردم خنده ام می گرفت،کاملا غیر حرفه ای بودن البته نمی گم الان حرفه ایم نه ولی بالاخره بهتر از اون موقع هستم(۱٪ که بهترم).جالب تر از اینها این بود که هیچ کسی این مسائل رو به من گوشزد نکرده بود.

خلاصه یکسال گذشت.

چندین پست بود که وقتی فکر کردم که برای اسلام ضررش بیشتر از نفع اش هست،پاک کردم.البته شما حداکثر از یکی ازآنها خبر دارین.وقتی یکی از دوستانم( که خودازروشنفکران دینی است) گفت در مطلب دانشکده صدا وسیمااز میان طلاب دانشجومیگیرد!!! در باره ی شهرک مسکونی حوزه علمیه(مهدیه) اشتباه کردی اونجا خیلی فقیرند،با اینکه منظورم نوع حفاظت از اونجا بود،خیلی عذاب وجدان گرفتم که چرا ندیده حرفی زدم.فکر می کردم چون تو منطقه ی بالاشهر قم هست حتما خانه هاشون آن چنانیست، التبه به ما اجازه ورود نمی دهند که ببین اونجا چه خبره.

خیلی ها با نظراشون کمکم کردن که بهتر بشم خیلی وقتها که بنابردغدغه های فکریم می خواستم تعطیل کنم،نظرات شما دوستان به یادم می انداخت که وظیفه ام چیست.تعدادی هم نا مسلمون و بی دین می خوندنم و به کسانیکه قبولشون داشتم توهین می کردن. خیلی ها ناسزا می گفتن(البته من پاک می کردم نظرشونو اگر عاری از ادب می بود).ولی همین افراد هم نا خواسته تشویقم می کردن به فعالیت بیشتر.ان شاالله همه ی ما هدایت بشیم و دست از تعصب بی منطق بر داریم.

از تمام کسانیکه با نظراتشون کمکم کردند تشکر می کنم.راستی لطف کنیدودر نظرسنجی هم شرکت کنید.

در آخر ولادت آقای آزاد مردان جهان حضرت حسین بن علی(ع) رابه تمام مسلمین تبریک می گویم بخصوص شمایاران.     التماس دعا 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:31 توسط قنبیت |

چندروزپیش احمدی نژاد گفته بود:((زمین زیر پای مومن نمی لرزد))

این صحبت را به حساب پیام رئیس جمهور به مردم بم در هفته ی فرهنگی بم می گذاریم.واقعا به شما تبریک می گویم که در هفته ی فرهنگی بم مردم بم رابی ایمان خطاب کردید،احسنت به این پیام شما به مردم مصیبت کشیده ی بم.

واقعا این آدم چه طور بخودش اجازه می دهد،که خیلی واضح بیشتر مردم یک کشور زلزله خیزرامتهم به بی دینی کند؟مردم بم،منجیل،بوئین زهرا،زرند،بیرجند،قم و... 

می خواستم به ایشون بگویم آقای عزیز درسته که وجود مومنان برحوادث طبیعی اثر گذار است ولی این یک اصل مطلق نیست.ما از حکمتها وقدر خداوند بی خبریم البته شاید هاله ی نور شما را مطلع کرده باشد.

اینکه شما به صراحت مردم یک منطقه رابی دین حساب کنید درحد ریس جمهور مملکتی مثل ایران است؟(البته شمابارها ثابت کردید که در این حد ها نیستید) بازهم شکر خدا که زمان زلزله های مرگ بار مثل بم ومنجیل،شما کاره ای نبودید وگرنه نمی گذاشتید قربانیان ای حوادث رو به شیوه مسلمانان کفن ودفن کنند.

در ضمن یادآوری می کنم خدمتون که همین چند ماه قبل بود که شهر قم زلزله شد،پس طبق نظر شما هیچ یک از مراجع قم مومن نیستند!! کجا هستند آقایون طلبه که علیه خاتمی طومار امضا می کردند؟پس چرا الان ساکتند،در مقابل کسی که به تمام مراجع توهین آشکار می کند؟چی شد اون رگها که برای نجات اسلام(البته از نوع خودشون)بادمی کرد ؟تا کی می خواهید با مسائلی یک شکل   دو گانه برخورد کنید؟خدایش اگراین حرف راخاتمی گفته بود،تیتراین چند هفته ی یاالثارات وعبرتهای عاشورایی جور بود.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 1:9 توسط قنبیت |

نمی دانم چطور شروع کنم،از کجا شروع کنم.هرچی سعی کردم یک متن قشنگ در باب شرق توی این روزهای سیاه توقیف بنویسم نشد،به همین بسنده می کنم شاید بازهم درباره شرق نوشتم.

البته نباید بگوییم شرق،این مسئله مختص شرق نیست مربوط به همه آزاد اندیشان است. می دانید از کجا آدم لجش می گیره  نه نه از مسئله ی همشهری نه،انگار این مسئولین فتنه پراکنی های کیهان را فراموش کردند،همین چند هفته پیش بود که شریعتمداری مقاله ی نوشت و باعث شد ما از بحرین ناچیز عذر خواهی کنیم. افکار واهی این آقا باعث آتش زدن پرچم مقدس ما با نام جلاله ی الله شد،نه واقعا اون موقع کجا بودن این آقایون!!باور کنید که مسئله فتوای علما ی اهل سنت مبنی بر تخریب امکان متبرکه هم یکی دیگر از پیامدهای مقاله ی شریعتمداری است.با اين حال كيهان يك ساعت هم توقيف نشد.

شما دوستان هم اینقدر از توقیف های بی دلیل ناله نکنید چرا که باعث خشنودی دشمن می شودوبه خود افتخار میکند که راه های فریاد ما را بسته است،ولی بدانند این آقایون اگر ده ها وصد ها روزنامه ی دیگر ازآزاد اندیشان را هم ببندند نمی توانندجلوی فکر آزاد بشریت را بگیرند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:16 توسط قنبیت |

خبرگزاري انتخاب : به گزارش سرویس دین - اندیشه خبرگزاری انتخاب به نقل از روابط عمومی مؤسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، در پی مأموریت یافتن سید محمد خاتمی از سوی جمعی از مراجع تقلید قم و نجف اشرف برای تلاش در عرصه بین المللی به منظور توقف عملیات تروریستی علیه اماکن مقدس شیعیان، وی طی نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد خواستار استفاده این سازمان از تمام ظرفیتها برای حراست و دفاع از مقدسات عراق شد.
وی در این نامه نوشته است: من اکنون با اعلام نگرانی عمیق و قابل توجه مراجع و علمای برجسته دینی از شما می خواهم که  سازمان ملل متحد و سازمانهای وابسته به ویژه یونسکو از تمامی ظرفیتها و تواناییهای خود برای دفاع از کیان دین، مقدسات مردم و اماکن مقدس استفاده کند تا راه بر تهدیدهای خشونت بار فرقه ای در عراق و در هر جای دیگر جهان مسدود شود.
وی افزوده نوشته است: مسئولیتهای اشغالگران در باب پیشگیری از وقوع جنایات و حفظ امنیت باید از سوی سازمانهای بین المللی مورد تأکید قرار گیرد.رئیس مؤسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها همچنین در نامه های دیگری به نوری المالکی نخست وزیر عراق؛ عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب و اکمل الدین احسان اوغلو دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی خواستار استفاده از ظرفیت های موجود در عراق، جهان عرب و دنیای اسلام برای استقرار امنیت در عراق، حفظ اماکن مقدس و تأمین جان مردم این کشور شد.
در نامه ارسالی به مالکی تأکید شده است :"امروز همه ما باید نسبت به حفظ تمامیت ارضی، وحدت و یکپارچگی ملی و رفع و حذف عواملی که منشأ ناامنی در کشور عراق می شود، احساس مسئولیت کنیم و تقویت دولت مشروع و مردمی مأموریت مراجع این کشور را وجهه همت خود قرار دهیم .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 2:0 توسط قنبیت |

روزخبرنگار را به همه تلاش گران صادق عرصه اطلاع رسانی و به خصوص خبرنگاران شرق و ایلنا و هم میهن تبریک می گویم.

 

                                khatami va khabarnegaran

 عکس ازابطحی

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 22:39 توسط قنبیت |

اکثر شما کامران نجف زاده خبر نگار صدا وسیما را می شناسید.کسیکه چندی است اخبار ۲۰.۳۰را هم گویندگی می کند.اوایل که این آقا سر وکله اش تو صدا وسیما پیدا شد،همگان مبهوط سوژه های جنجالی و جالب ایشون بودن به طوری که خیلی زود مورد توجه مردم قرار گرفت.اما طولی نکشید که دیگر از گزارشهای بی طرفانه ی ایشون خبری نشد وبر عکس گزارشهای طعنه آمیز ایشون به اصلاحات و سران اصلاحات شروع شد،دیگر همیشه او بود که همراه آقای خامنه ای این شهر اون شهر می رفت،بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد باز اوست که گزارشهایی از سفرهای استانی و دولت تهیه می کند. 

امشب هم در خبر۲۰.۳۰گزارشی در مورد اینکه چرا تبلیغات حزبی برای انتخابات مجلس در نشریات احزاب اینقدر زودشروع شده،داشتند که از ۱۰ بریده روزنامه ی که در خلال صحبتهای ایشون پخش می شد حداقل ۷تای آنها مربوط به اصلاح طلبان بودوصحبت های ایشون بیشتر به فعالیت های اصلاح طلبان اشاره می کرد.

آقای نجف زاده خود شما در وبلاگ شخصیتون به پسرتون گفتید:((پسرم من دوست ندارم تو هم مثل من مستاجر باشي...)) این حس شما روتحسین می کنم،ولی بخدا مستاجر بودن باشرافت به از مالک هفتاد برج. سعی کنید خودتان باشید این طوری برای پسر گلتون هم بهتره.                                                   اگر نمی توانید گزارشات بی طرفانه تهیه کنید،گزارشات غیر سیاسی تهیه کنید.هنوز گزارش زیباتون در ایام نیمه شعبان که از مردم می خواستید برای صاحب(عج) نامه بنویسند را فراموش نکردیم.

آقای نجف زاده امیدوارم شما از آن دست نباشید که معتقدند: نان ارزش فروش شرافت وصداقت رادارد.

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 0:43 توسط قنبیت |

۱۴مرداد،روز همبستگی وبلاگ نویسان بادانشجویان زندانی گرامی باد

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:35 توسط قنبیت |

در این پست با فتواهای حضرت آیت الله جناتی آشنا می شوید.یکی از مراجع که بدلیل متفاوت بودن فتواهاشون،بسیاری از مراجع سنتی حوزه با ایشون مشکل دارند.ازنظرآنهاکسی نبایدچیزی جزبرداشت های آنان ازکتاب وسنت برداشت کنند،حال اینکه تنوع وبروزی بودن از خصوصیات شیعه است.بسیاری ازحوزویان حتی ایشون را نمی شناسند.امیدوارم شمابرای انتخاب مرجع دینی فقط به لیست مورد تائید حوزه بسنده نکرده باشید.

*بازى كردن با آلاتى از قبيل نرد، پاسور و شطرنج در صورتى كه به عنوان ورزش فكرى، تقويت بنيه رياضى و يا سرگرمى باشد و در آن برد و باخت نباشد اشكال ندارد، حتى اگر عنوان آلت قمارى از آنها زايل نشده باشد

 *تصدى مقام قضاوت توسط زن در صورتى كه شرايط آن رادارا باشد،مانعى ندارد          

  منبع:وب سایت آیت الله جناتی                                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:6 توسط قنبیت |

نوروز: یک کارشناس مسایل اقتصادی با اشاره به طرح موضوع درآمد 120 میلیاردی دولت در سال 86 و مشخص نبودن محل هزینه کرد آن، به خبرنگار نوروز گفت: گرچه بخش مهمی از محل هزینه این درآمد هنگفت نامشخص است، اما آنچه روشن است هزینه های بالایی است که دولت تحت عنوان همایش های مختلف برای سازماندهی و برگزاری جلسات متفاوت با نیروهای خود در نقاط مختلف کشور اختصاص داده است.

این کارشناس اقتصادی به برگزاری همایش مدیران و کارگزاران دولت اسلامی در سالروز انتخابات سوم تیر، همایش بزرگ بسیج اساتید در مشهد و همایش مدیران آموزش و پرورش که هردو هفته گذشته انجام شد، اشاره کرد و گفت که اطلاعات موجود از هزینه های میلیاردی این همایشها حکایت می کند.

وی با بیان اینکه در همه این همایشها خانواده دعوت شدگان هم بعنوان همراه حضور داشته اند، گفت: دولت نهم که مدعی صرفه جویی و کاهش هزینه های اضافی بود، با استفاده از درآمدهای هنگفت نفتی در زمینه ریخت و پاشهای اداری و بویژه همایشهای گسترده به پرهزینه ترین دولت پس از انقلاب تبدیل شده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:58 توسط قنبیت |

ما را چه می شود که بر زندانی شدن عزیزانمان چشم می پوشیم؟ آن انسانی که می توانست بگرید کجا رفت؟ بر سر آن آرمانهای شریف اخلاقی چه آمد؟ از کجا به کجا رسیده ایم؟ این سقوط اخلاقی- معنوی که جز به مصرف به چیز دیگری نمی اندیشد چگونه در ما پدید آمد؟ چرا این همه دروغ می بافیم؟ این خود خواهی و خود بزرگ بینی بیمارگونه در ما چگونه پدید آمد؟   چرا کسی بی رحمانه ما را سرزنش نمی کند؟ چرا سکوت در مقابل ظلم و بیداد ؟ قرنها سینه زنی و عزاداری برای امام حسین توسط کسانی که در مقابل چشمانشان فجایعی به مراتب بدتر از فاجعه کربلا روی می دهد چه معنایی دارد؟ باید بر سر و روی خود بکوبیم، اما نه برای امام حسین یا شهادت او و یارانش، که از فروریختن ارزشهای اخلاقی و احساس پاک انسانی نسبت به درد و رنج دیگر آدمیان. این "روح سازگاری ایرانی" با نظام های استبدادی چه ارزشی دارد که کسانی در زمینه آن داد سخن سر داده اند؟

منبع:اخبارروز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 1:52 توسط