تبليغاتX
زنده باداسلام راستین
سلام امشب دومین سالگرد شروع به کار وبلاگمه،می دونم چقدر خوشحالید،نیازی نیست ابرازش کنید.می خوام از همه ی کسانی که توی وبم اومدن،نظر دادن(چه مثبت چه منفی)یا ندادن تشکر کنم.از همه کسانیکه تحملم کردن وبه من افتخار دادنو حرفای که توی دلم و ذهنم بود رو خوندن و گاهی هم راهنماییم کردن و...، تشکر کنم.امیدوارم روزی برسه که شاهد برپای اسلام محمدی(ص) باشیم و همه باهم فریاد زنده باد اسلام راستین رو برآریم.این شعر رو به همه ی شما آزادی خواهان تقدیم می کنم:

دست مزن!چشم ببستم دو دست                      راه مرو!چشم،دوپایم شکست

حرف مزن!قطع نمودم سخن                               نطق مکن!چشم،ببستم دهن

هیچ نفهم!این سخن عنوان مکن                        خواهش نافهمی انسان نکن

لال شوم،کور شوم،کر شوم                              لیک محال است که من خر شوم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 22:46 توسط قنبیت |

ميلاد حضرت علي اكبر(ع) و روز جوان رو تبريك مي گم.به مناسبت اين ميلاد فرخنده كتابي از سيد مهدي شجاعي درباره ي علي اكبر(ع) رو به شما معرفي مي كنم.«پدر٬عشق و پسر» با قالبي داستاني اززبان اسب حضرت علي اكبر(ع)به شرح دلاوري ها ي آن جوان رشيد براي مادر ايشان مي پردازد.قسمتي از اين كتاب تقديم به شما خوبان:

«عجيب بود رابطه ي ميان اين پدر وپسر.من گمان نمي كنم در تمام عالم٬ميان يك پدر وپسر٬اين همه تعلق٬اين همه عشق٬اين همه انس واين همه ارادت حاكم باشد.من هميشه مبهوت اين رابطه ام.گاهي احساس مي كردم كه رابطه ي حسين و علي اكبر فقط رابطه ي يك پدر و پسر نيست.رابطه ي يك باغيان با زيبا ترين گل آفرينش است٬رابطه ي عاشق و معشوق است.رابطه ي دو انيس و همدم جداي ناپذير است.احساس مي كردم رابطه ي علي اكبربا حسين فقط رابطه ي يك پسر با پدر نيست.رابطهي ماموم و امام است.رابطه ي مريد و مراد است.رابطه ي عاشق و معشوق است .رابطه ي محب و محبوب استواگر كفر نبود مي كفتم رابطه ي عابد ومعبود است.«

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 14:54 توسط قنبیت |

سلام خوبید؟ جاتون خالی مشهد،البته نایب الزیاره بودم واسه تموم جوونای مملکتم. می خوام توی این پست طرح هزاران ختم قرآن رادیو قرآن رو که به مناسبت نیمه ی شعبان و به نیت سلامتی آقا امام زمان(عج)اجرا می شه بهتون معرفی کنم.اگر مایل بودین ثبت نام کنید و حالشو ببرین و منم دعا کنید.

طرح هزاران ختم قرآن 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 0:44 توسط قنبیت |

سلام امیدوارم خوب خوب باشید،چندروزی می رم سفر،حلال کنید.یادتون خواهم بود.

زآستان رضایم خدا جدا نکند                             من و جدای ازاین آ ستان خدا نکند

زدامن کرمش دست التجا نکشم                        گدای،دامن صاحب کرم رها نکند

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 2:15 توسط قنبیت |

مي خواستم به عنوان يه ايراني ويه طرفدار شاد بودن ايرانيان وهمچنين به عنوان يه طرفدار مستند طنز،از مسئولين پخش سيما بخصوص شبكه ي اول كمال تشكر و قدرداني رو داشته باشم.           به چه علت ؟خب معلومه بخاطر پخش مصاحبه ها و گفتگو هاي مردمي احمدي نژاد از اين شبكه اونم درست در ساعت پخش مجموعه ي طنز سه در چهار كه انصافا در برابر حرفهاي احمدي نژاد توي گفتگوهاش،بار طنز خيلي پايين تري داره. اصلا من از مسئولين عاجزانه درخواست مي كنم كه بجاي پخش اين سريال هميشه مصاحبه هاي محمود جون رو پخش كنن،يا حتي اگه امكانش هست شبكه  طنزي رو راه اندازي كنن و 24ساعت صحبتهاي احمدي نژاد رو نشون بدن،باور كنيد از تمام سريالهاي طنز مردم رو بيشتر شاد میکنه. ما تا محمود رو داريم علي صادقي و امثالشو مي خوايم چيكار؟

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 20:1 توسط قنبیت |

امروز توی یکی از محله های قدیمی قم این عکسو گرفتم،وقتی پرس و جو کردم فهمیدم این دیوار ستاد انتخاباتی یکی از نامزدهای مجلس بوده.گفتم با هم بخندیم

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:18 توسط قنبیت |

سلام،اميدوارم روزگار به كامتون باشه.اول ببخشید که مدت زیادی از آخرین بروز رسانیم گذشته دلایل مختلفی داشت که البته باید بگم تنبلی علت اصلی بود اما برای تبرئه باید بگم بعداز تموم شدن کاردانی تصمیم گرفتم کنکور انسانی بدم و این دو ماه آخر رو درس خوندم. بگذریم حالا برای اینکه کم کاریم رو جبران کنم چندتا کتاب در موضوعات مختلف بهتون پیشنهاد می کنم که توی تابستون بخونید.این کتابها هر کدوم به نحوی در جهت خودسازی موثر اند.                                                                                        
کتاب اول: تلخیص اصول عقاید_محسن قرائتی_نشر مرکز فرهنگی درسهایی ازقرآن                             
این کتاب با زبان و نثر بسیار ساده ی دارد در این کتاب آقای قرائتی به مسائل عقیدتی(توحید و نبوت و امامت...)از نگاه عقل و دین می پردازد و  با دلایل عقلی فطری به شبهاتی که معمولا جوانان و نوجوانان دارند پاسخ می دهدو از تمثیل های  زیبایی برای قابل فهم ترشدن استفاده می کند.ااین کتاب دارای دو نوع چاپ می باشد چاپ کامل که فکر می کنم حدود 500صفحه است اما چاپ کم حجم تر این کتاب با عنوان تلخیص اصول عقاید با263صفحه نیز در بازار موجود است.هرچند من با بعضی از صحبتهای آقای قرائتی مخالفم اما بی انصافی است که تلاش ایشون در عرصه ی معارف قرآنی وهمچنین نگارش این کتاب که از بسیاری جهات بی نظیر است را نادیده بگیرم.

کتاب دوم:تفکر زائد_محمد جعفر مصفا_نشر پریشان
 این کتاب به بحثهای  تفکر خود شناسی می پردازد.استاد مصفا در این کتاب  به تووهماتی که فکر دچار می شود اشاره می کند وراه دستیابی به تفکر صحیح را نشان می دهد.به طور مثال اگر از راه رفتن شخصی بدتون میاد ایراد از شماست و توهم تفکر شما درباره راه رفتن.چون من هنوز این کتاب را کامل نخوانده ام قسمتی از مقدمه ومتن پشت جلد را برای دوستان بازگو می کنم.((شاید مطالعه ی این کتاب به گسترش آگاهی شما نسبت به "خود"کمک کند وتا حد زیادی بار رنج بار آنرا کاهش دهد.اگردر طریق آگاهی به رهایی مطلق از اسارت"خود"دست یافتید فبها واگر دست نیافتید به همان مقدار آگاهی وگسترش آن بسنده کنید وبه اینکه بار"خود"ضعیف تر شده است رضا باشید وبه مشیت خداوند توکل نمایید. 

کتاب سوم:لذات فلسفه_ویل دورانت_مترجم عباس زریاب خوئی_شرکت انتشارات علمی فرهنگی        
این کتاب به تفسیر فلسفی زندگی انسان وطبیعت با نثری ساده و روان می پردازد و پژوهشی است در سرگذشت و سرنوشت آدمی.ویل  دورانت مسائلی چون فلسفه ی اخلاق   فلسفه ی سیاسی و فلسفه ی دین را با زبانی قابل فهم برای نوجوانان و جوانان برسی می کند.جالب است بدانید چاپ اول این کتاب در سال 1344بوده است وهنوز هم تجدید چاپ می شود

امیدوارم از خواندن کتابها لذت ببرید.  

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:53 توسط قنبیت |

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:18 توسط قنبیت |

3 

4

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:11 توسط قنبیت |

چند شب پیش بعد از مدت زیادی که منتظر اتوبوس بودم بالاخره اتوبوسی از دور نمایان شد.چشمتون روز بد نبیند اتوبوس جای سوزن انداختن هم نداشت،هر طوری بود سوار شدم(نتیجه این که ازسوزن هم کمتر جا می گیرم)خلاصه بعد از کلی ترافیک رسیدیم به بلوار امین،ایستگاه مسجدالمهدی که ایستاد متوجه شدم بیشتر افرادی که دارن پیاده می شن غیر ایرانی اند،اینجا بود که با یک نگاه متوجه شدم بیشتر مسافرین(البته آقایون)غیر ایرانی اند و دارن با زبان مزخرف خودشون که فکر می کنم هندی بود صحبت می کنن،چند تا ایستگاه بعد یعنی سر شهرک سالاریه تمام این اجنبی ها پیاده شدند،آخه اونجا واسه اینا دانشگاه زدند،مثلا برای درس دین خوندن،نمی دونید که چه امکاناتی به اینا می دن. کافی یه چند دقیقه توی بلوار امین بچرخی تااین کثافتهارو ببینید که مشغول همه جور غلطی هستند و حتی بسیجیا هم نمی تونن بشون چیزی بگند.فکر نکنید من از جا نبودن توی اتوبوس حالم گرفته است نه من از این دارم گر می گیرم که جوونای ما دارن از فقر وبی پولی توی جوبها می میرندو حتی دیگه خدا رم قبول ندارند چه برسه به اسلام، بعد پول ما صرف این اجنبی ها بشه، کاش آدم بودنو واقعا برا اسلام اومده بودن که تازه اینم دلیل نمی شد. بابا همین پولی که صرف این جاسوسها می کنن رو صرف فرهنگ سازی جوونای ایران خودم بکنن وضعیت دین وفرهنگمون خیلی بهتر از این می شد. توی قم شاید بیش از ۵مدرسه یا دانشگاه هست که فقط مال اجنبی هاست موسسه هاشئنم حالا بیخیال می شیم.نمی دونید وقتی من این اجنبی ها رو می بینم چه حالی می شم.چند سال پیش یکی از دوستان از یه هندی شنیده بود که می گفت من خرج خانواده ام رو هم از اینجا می فرستم.خدایا خودت به فریادمون برس

 اللهم عجل لولیک الفرج  

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:11 توسط قنبیت |

نمی دونم تا حالا به برنامه هایی که از رادیو و تلوزیون در رابطه با احکام اسلامی پخش می شود توجه کردید یا نه؟یکی از این دست برنامه ها برنامه ی زلال احکام شبکه سه است چندین بار که این برنامه رو می دیدم متوجه سوال هایی از طرف مردم شدم که واقعا تاسف برانگیز بود، البته نه برای سوال کننده بلکه برای برخی از آقایونی که توی حوزه های علمیه بخصوص قم مشغولند،برای این نمی گم مشغول تحصیل چون اگر بودن که نباید بعد از گذشت سی سال از انقلابی که به نام اسلامی مزین شده این وضعیت مردم باشه حداقل از نظر دانستن احکام؛ در یکی از برنامه ها خانمی تماس گرفته بود و می پرسید آیا دایی شوهرم به من محرم است؟ باردیگر خانمی می پرسید نماز مسافر که شکسته است اگر قضا بشه و بگرده به وطن باید نماز قضا رو کامل بخونه؟

 

من اصلا به سوال کننده خرده نمی گیرم هرچند با امکانات امروزی او هم بی تقصیر نیست  بلکه از طلبه هایی که توی قم درس می خونن می پرسم شما که برای گسترش اسلام اومدید درس حوزه می خونید پس چرا بعد ازپایان سطوح حوزه به شهر خودتون بر نمی گردین؟الحمدالله دیگه تمام شهرهای ایران حوزه داره بابا تو شهر خودت درس بخون یا حداقل بخاطر درس خارج ودیگرمسائل قم نمونید باور کنید اگر برید شهر یا روستای خودتون هم بهتر می تونید به وظیفه اتون عمل کنی هم کمتر وارد سیاسی بازی های حوزه می شوید.

 

اما نکته اینجاست که این آقایون دیگه همچین اهدافی ندارند این اهداف حتی اگر اولش هم در روحیه ی این جنابان باشد ولی حداکثر تا سال اول حوزه حفظش می کنند و بعد وارد سیاسی کاری ومست امکانات بی شمار قم که فقط به این قشر اختصاص دارد می شوند و همین جا می مونند و حتی یادی از هدف لباسی که بر تن دارند نمی کنند.

اینم بگم که منظورم تمام طلبه ها نیست ولی بی شک اکثریتشان را شامل می شود.  

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 21:53 توسط قنبیت |

سلام سال نو مبارک هر چند چند روزی ازش گذشته ولی هنوزم نوست. می خواستم بگم پست قبلی فقط دروغ سیزده بود.همینو بس خدا نیاره روزی که من بخوام بگم اینا راه راست اند.

یاعلی

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:39 توسط قنبیت |

خدایا ممنونم که راه راست رو بالاخره به من نشون دادی.من یعنی جناب قنبیت همین جا اعلام می کنم که از عقاید قبلی خودم بسیار بسیار پشیمانم و همچنین تنفر خود را از هرچی خاتمی و خاتمی دوست اعلام می کنم و دولت احمدی نژاد رو بعنوان بهترین دولت دنیا اعلام میکنم.در ضمن مطمئن باشید طی چند روز آینده برای دست بوسی ایشون و مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای خواهم رفت.به شما دوستان هم پیشنهاد میدم هر چه سریعتر به راه راست هدایت شوید.

۱۳

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 22:31 توسط قنبیت |

همه ی شما رخشنده اعتصامی متخلص به پروین را می شناسید.پروین را بی شک باید بزرگترین شاعره ی زبان فارسی دانست.شعر پروین محکم و پربارودر عین حال دارای زبانی بسیار ساده و دلنشین است.دربیت بیت اشعار پروین عواطف و احساسات انسانی موج می زند.پروین همچون معلّمی فرهیخته با خواننده ارتباط برقرار می کند و دلسوزانه لب به نصیحت های حکیمانه می گشاید که این خود دلیلی بر روح وسیع واندیشه های بلند اوست.

پروین بسیار استادانه از عنصر جان بخشی به اشیاء در بیان پندهای خود استفاده کرده است وجالب اینکه بیشتر، اجسامی را انتخاب کرده که خود به عنوان یک زن با آنها سروکار داشته است.در بیشتر اشعار اعتصامی فضای گفتگوی دو طرفه حاکم است که این گفتگو ها گاهی میان جوانی و پیری است، گاهی هم میان دو کبوترو حتی گاهی هم میان نخی وسوزنی.

همه ی این ظرافتهاست که شعر پروین را برای خواننده دلنشین و قابل فهم می سازد.بانو اعتصامی در۲۵اسفند ۱۲۸۵در تبریز بدنیا آمده ودر نیمه شب شانزدهمین روز از بهار۱۳۲۰چشم از جهان فروبست.

آرامگاه این بزرگ بانوی شعر وادب فارسی در بقعه ای در صحن اصلی حرم مطهر حضرت معصومه(س) قراردارد..در زیر چند بیتی از شعری که پروین برای سنگ مزارش سروده است به شما دوستداران شعر فارسی تقدیم می کنم:

اینکه خاک سیهش بالین است                         اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید                              هرچه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آنهمه گفتار امروز                                 سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند                            دل بی دوست دلی غمگین است               

   تصویر را دراندازه واقعی ببینیدas 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:45 توسط قنبیت |

در این پست قصد دارم، شما را با یکی از بهترین داستان سرایان ادبیات داستانی کشورمان آشنا کنم.

"صادق چوبک" در 12 تیر 1295در بوشهر متولد شد. بیشتر داستان های چوبک حال و هوای جنوب و زادگاهش را دارد.داستان های چوبک به ریزترین وپیدا ترین روابط احساسی و عاطفی بشر که کمتر آدمی متوجه ی آنهاست پا می گذارد.زیبا ترین داستان ها ورمان های چوبک عبارت اند از:نفتی، مردی در قفس، انتری که لوطیش مرده بود،روز اول قبر،یحیی،عروسک فروشی،چرا دریا توفانی شده بود،توپ پلاستیکی(نمایش نامه)،سنگ صبور(رمان)،تنگسیر(رمان)و... .

چوبک در 12 تیر1377در حالی که بینایی اش را ازدست داده بود،در امریکا درگذشت وجسدش رابنابر وصیّتش سوزاندند.

 در این مطلب کتاب تنگسیر رو به شما معرفی می کنم.تنگسیر خود لغتی محلی به معنای مرد یا زن اهل تنگستان می باشد.داستان تنگسیر در حال و هوای زادگاه چوبک یعنی بوشهر در زمان حضور استعمار گونه ی انگلستان در این منطقه،رخ می دهد.ماجرای مردی روستای که برای گرفتن حق خود به گونه ای دیگر عمل می کند وحتی از جان خود در این راه می گذرد.چوبک با تسلطی که بر اصطلاحات محلی بوشهر دارد خواننده را براحتی به فضای جنوب می برد واستادانه داستان را پیش می برد.نکته مهم در آثار چوبک بخصوص تنگسیر استفاده از زبان گفتار در نوشتار است وحتی در پایان این کتاب چوبک می نویسد:«این را فاش می گویم که برای غَنای ادیات خود ناچاریم آنچه که در گفتار بکار می بریم در نوشتار نیز بکار بریم.»

چوبک در پایان کتاب اصطلاحات محلی مورد استفاده در تنگسیر را توضیح داده داده است.این کتاب برای علاقه مندان به اقوام ایران بخصوص جنوب بسیار مفید است.

اگر مایل به خواندن آثار چوبک و بزرگان داستان نویسی ایران هستید،لینک های زیر برای شما مفید خواهند بود.

۱ـ پایگاه آثار چوبک           ۲-شورای گسترش زبان فارسی           ۳ـداستان حرفه ای 

در پایان امیدوارم به نویسندگان بزرگ ادبیات خودمان از جمله صادق چوبک بیشتر از پیش توجه کنیم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:46 توسط قنبیت |

راستش همیشه مشکلم نوع مطالعه ام بوده البته نه نوعش،نمی دونم چطوری بیان کنم.من کتابی رو که می خونم یادم نمی مونه مطالبش می دونم موضوعش چیه ولی یادم نیست مثلا داستان چی بوده. درسته که مهم تاثیری که کتاب رو نا خودآگاه ودرون میزاره ولی خوب آدم دوست داره تو حرفها و بحثها از جملات ومطالب کتابهایی که خونده استفاده کنه دیگه،مگه نه؟ البته اینم بگم که اصولا آدم عجولیم ومیخوام کتاب رو سریع تموم کنم. نمی دونم گفتم شاید شما برای خودتون سبکی دارین که اینجور نشین، اگر خواستین سبکتون رو به من بگین.

ممنون از توجه شما

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:11 توسط قنبیت |

سلام

ببخشید،خیلی وقته آپ نکردم قول میدم جبران کنم.در ضمن شهادت زیباترین روح پرستنده ،حضرت زین العابدین امام سجاد(ع)رو به شما خوبان تسلیت میگم با کلامی از ایشون:                                             ((من پسر آن آقایی(حضرت محمد(ص))هستم که فرشتگان آسمان به اواقتداکردند.        قسمتی از خطبه امام سجاد(ع) در مجلس یزید))

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:39 توسط قنبیت |

ما ایرانی ها تا کسی نمیرد،سراغی ازش نمی گیریم،اینم یکی از همین موارد.از این شعر قیصر خیلی خوشم اومد گفتم شما هم بخونید.

 

                اخوانیه(برای سیدحسن حسینی)

چراعاقلان را نصیحت کنیم؟

بیایید از عشق صحبت کنیم 

                                                            تمام عبادات ما عادت است

                                                          به بی عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هرنماز

دورکعت گلی را عبادت کنبم؟ 

                                                              به هنگام نیت برای نماز

                                                              به آلاله ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت

دمی بشنو ازنی حکایت کنیم؟ 

                                                              چه اشکال دارد در آیینه ها

                                                              جمال خدا را زیارت کنیم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 11:30 توسط قنبیت |

سلام اول عذر می خوام که کمتر به روز می کنم.دلیل  اصلی اینکه دیگه کمتر به اینترنت دسترسی دارم.دلیل کلاس دارش هم اینکه دانشگاه باز شده درس دارم.

امیدوارم بتونم دوباره در خدمت شما دوستان باشم.راستی سالگشت وفات علامه طبابائی(۲۴آبان)وهمین طور نیمایوشیج رو تسلیت می گم.

التماس دعا

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 18:29 توسط قنبیت |

مدتها بود می خواستم نقدی ـ که بازهم بر غیر حرفه ای بودن آن تاکید می کنم ـ بر آثاردکتر بنویسم.این نقد غیر حرفه ای شامل نظرشخصی من دراین مورداست.اگر من از دکتر انتقاد می کنم دلیل بر این نیست که قوت های دکتر راکه بسیار بیشتر ازضعف های ایشون است را قبول ندارم.

 

من هر چه کردم نتوانستم جهت گیری فکری دکتر رو بطور دقیق بفهمم.دکتر به تمام جهات«جستجوگری در مسیرِ شدن»*بود.انسانی که در تمام زندگی اش درجست و جوی حقیقت بود.امروزفلان مسئله برایش مهم بود و فردا همان مسئله برایش بی اهمیت.امروزفلان حقیقت برایش اثبات می شد وفردا حقیقتی دیگر؛واین یعنی پیمودن راهی که به انسان شدن منتهی می شود.دکتربنابر نیاززمان خود اساس نگارش بعضی آثارش(سخنرانی،مقاله،کتاب و...)را بر جهاد گذاشته است که به نظر من درزمان ما نیاز به اساس دیگری است.البته نمی گویم که الان اصلا حرفی از جهاد زده نشود!به نظرم این گفته شامل حال کلیه ی آثار دکتر نمی شود«کتاب علی،کتاب امروز،کتاب فردا.»

البته ازسوی دیگر آثار دکتر در ضمینه های شناخت بزرگان اسلام در نوع خود بی مانندوهمیشگی است؛هرچند در آنها هم به همان دلیل مذکور بیشتر روی جهاد وظلم ستیزی وجنگ زوم می کند....

                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:40 توسط قنبیت |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:40 توسط قنبیت |