دست مزن!چشم ببستم دو دست راه مرو!چشم،دوپایم شکست
حرف مزن!قطع نمودم سخن نطق مکن!چشم،ببستم دهن
هیچ نفهم!این سخن عنوان مکن خواهش نافهمی انسان نکن
لال شوم،کور شوم،کر شوم لیک محال است که من خر شوم
«عجيب بود رابطه ي ميان اين پدر وپسر.من گمان نمي كنم در تمام عالم٬ميان يك پدر وپسر٬اين همه تعلق٬اين همه عشق٬اين همه انس واين همه ارادت حاكم باشد.من هميشه مبهوت اين رابطه ام.گاهي احساس مي كردم كه رابطه ي حسين و علي اكبر فقط رابطه ي يك پدر و پسر نيست.رابطه ي يك باغيان با زيبا ترين گل آفرينش است٬رابطه ي عاشق و معشوق است.رابطه ي دو انيس و همدم جداي ناپذير است.احساس مي كردم رابطه ي علي اكبربا حسين فقط رابطه ي يك پسر با پدر نيست.رابطهي ماموم و امام است.رابطه ي مريد و مراد است.رابطه ي عاشق و معشوق است .رابطه ي محب و محبوب استواگر كفر نبود مي كفتم رابطه ي عابد ومعبود است.«

زآستان رضایم خدا جدا نکند من و جدای ازاین آ ستان خدا نکند
زدامن کرمش دست التجا نکشم گدای،دامن صاحب کرم رها نکند

سلام،اميدوارم روزگار به كامتون باشه.اول ببخشید که مدت زیادی از آخرین بروز رسانیم گذشته دلایل مختلفی داشت که البته باید بگم تنبلی علت اصلی بود اما برای تبرئه باید بگم بعداز تموم شدن کاردانی تصمیم گرفتم کنکور انسانی بدم و این دو ماه آخر رو درس خوندم. بگذریم حالا برای اینکه کم کاریم رو جبران کنم چندتا کتاب در موضوعات مختلف بهتون پیشنهاد می کنم که توی تابستون بخونید.این کتابها هر کدوم به نحوی در جهت خودسازی موثر اند.
کتاب اول: تلخیص اصول عقاید_محسن قرائتی_نشر مرکز فرهنگی درسهایی ازقرآن
این کتاب با زبان و نثر بسیار ساده ی دارد در این کتاب آقای قرائتی به مسائل عقیدتی(توحید و نبوت و امامت...)از نگاه عقل و دین می پردازد و با دلایل عقلی فطری به شبهاتی که معمولا جوانان و نوجوانان دارند پاسخ می دهدو از تمثیل های زیبایی برای قابل فهم ترشدن استفاده می کند.ااین کتاب دارای دو نوع چاپ می باشد چاپ کامل که فکر می کنم حدود 500صفحه است اما چاپ کم حجم تر این کتاب با عنوان تلخیص اصول عقاید با263صفحه نیز در بازار موجود است.هرچند من با بعضی از صحبتهای آقای قرائتی مخالفم اما بی انصافی است که تلاش ایشون در عرصه ی معارف قرآنی وهمچنین نگارش این کتاب که از بسیاری جهات بی نظیر است را نادیده بگیرم.
کتاب دوم:تفکر زائد_محمد جعفر مصفا_نشر پریشان
این کتاب به بحثهای تفکر خود شناسی می پردازد.استاد مصفا در این کتاب به تووهماتی که فکر دچار می شود اشاره می کند وراه دستیابی به تفکر صحیح را نشان می دهد.به طور مثال اگر از راه رفتن شخصی بدتون میاد ایراد از شماست و توهم تفکر شما درباره راه رفتن.چون من هنوز این کتاب را کامل نخوانده ام قسمتی از مقدمه ومتن پشت جلد را برای دوستان بازگو می کنم.((شاید مطالعه ی این کتاب به گسترش آگاهی شما نسبت به "خود"کمک کند وتا حد زیادی بار رنج بار آنرا کاهش دهد.اگردر طریق آگاهی به رهایی مطلق از اسارت"خود"دست یافتید فبها واگر دست نیافتید به همان مقدار آگاهی وگسترش آن بسنده کنید وبه اینکه بار"خود"ضعیف تر شده است رضا باشید وبه مشیت خداوند توکل نمایید.
کتاب سوم:لذات فلسفه_ویل دورانت_مترجم عباس زریاب خوئی_شرکت انتشارات علمی فرهنگی
این کتاب به تفسیر فلسفی زندگی انسان وطبیعت با نثری ساده و روان می پردازد و پژوهشی است در سرگذشت و سرنوشت آدمی.ویل دورانت مسائلی چون فلسفه ی اخلاق فلسفه ی سیاسی و فلسفه ی دین را با زبانی قابل فهم برای نوجوانان و جوانان برسی می کند.جالب است بدانید چاپ اول این کتاب در سال 1344بوده است وهنوز هم تجدید چاپ می شود
امیدوارم از خواندن کتابها لذت ببرید.


اللهم عجل لولیک الفرج
نمی دونم تا حالا به برنامه هایی که از رادیو و تلوزیون در رابطه با احکام اسلامی پخش می شود توجه کردید یا نه؟یکی از این دست برنامه ها برنامه ی زلال احکام شبکه سه است چندین بار که این برنامه رو می دیدم متوجه سوال هایی از طرف مردم شدم که واقعا تاسف برانگیز بود، البته نه برای سوال کننده بلکه برای برخی از آقایونی که توی حوزه های علمیه بخصوص قم مشغولند،برای این نمی گم مشغول تحصیل چون اگر بودن که نباید بعد از گذشت سی سال از انقلابی که به نام اسلامی مزین شده این وضعیت مردم باشه حداقل از نظر دانستن احکام؛ در یکی از برنامه ها خانمی تماس گرفته بود و می پرسید آیا دایی شوهرم به من محرم است؟ باردیگر خانمی می پرسید نماز مسافر که شکسته است اگر قضا بشه و بگرده به وطن باید نماز قضا رو کامل بخونه؟
من اصلا به سوال کننده خرده نمی گیرم هرچند با امکانات امروزی او هم بی تقصیر نیست بلکه از طلبه هایی که توی قم درس می خونن می پرسم شما که برای گسترش اسلام اومدید درس حوزه می خونید پس چرا بعد ازپایان سطوح حوزه به شهر خودتون بر نمی گردین؟الحمدالله دیگه تمام شهرهای ایران حوزه داره بابا تو شهر خودت درس بخون یا حداقل بخاطر درس خارج ودیگرمسائل قم نمونید باور کنید اگر برید شهر یا روستای خودتون هم بهتر می تونید به وظیفه اتون عمل کنی هم کمتر وارد سیاسی بازی های حوزه می شوید.
اما نکته اینجاست که این آقایون دیگه همچین اهدافی ندارند این اهداف حتی اگر اولش هم در روحیه ی این جنابان باشد ولی حداکثر تا سال اول حوزه حفظش می کنند و بعد وارد سیاسی کاری ومست امکانات بی شمار قم که فقط به این قشر اختصاص دارد می شوند و همین جا می مونند و حتی یادی از هدف لباسی که بر تن دارند نمی کنند.
اینم بگم که منظورم تمام طلبه ها نیست ولی بی شک اکثریتشان را شامل می شود.
یاعلی
۱۳
همه ی شما رخشنده اعتصامی متخلص به پروین را می شناسید.پروین را بی شک باید بزرگترین شاعره ی زبان فارسی دانست.شعر پروین محکم و پربارودر عین حال دارای زبانی بسیار ساده و دلنشین است.دربیت بیت اشعار پروین عواطف و احساسات انسانی موج می زند.پروین همچون معلّمی فرهیخته با خواننده ارتباط برقرار می کند و دلسوزانه لب به نصیحت های حکیمانه می گشاید که این خود دلیلی بر روح وسیع واندیشه های بلند اوست.
پروین بسیار استادانه از عنصر جان بخشی به اشیاء در بیان پندهای خود استفاده کرده است وجالب اینکه بیشتر، اجسامی را انتخاب کرده که خود به عنوان یک زن با آنها سروکار داشته است.در بیشتر اشعار اعتصامی فضای گفتگوی دو طرفه حاکم است که این گفتگو ها گاهی میان جوانی و پیری است، گاهی هم میان دو کبوترو حتی گاهی هم میان نخی وسوزنی.
همه ی این ظرافتهاست که شعر پروین را برای خواننده دلنشین و قابل فهم می سازد.بانو اعتصامی در۲۵اسفند ۱۲۸۵در تبریز بدنیا آمده ودر نیمه شب شانزدهمین روز از بهار۱۳۲۰چشم از جهان فروبست.
آرامگاه این بزرگ بانوی شعر وادب فارسی در بقعه ای در صحن اصلی حرم مطهر حضرت معصومه(س) قراردارد..در زیر چند بیتی از شعری که پروین برای سنگ مزارش سروده است به شما دوستداران شعر فارسی تقدیم می کنم:
اینکه خاک سیهش بالین است اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است
در این پست قصد دارم، شما را با یکی از بهترین داستان سرایان ادبیات داستانی کشورمان آشنا کنم.
"صادق چوبک" در 12 تیر 1295در بوشهر متولد شد. بیشتر داستان های چوبک حال و هوای جنوب و زادگاهش را دارد.داستان های چوبک به ریزترین وپیدا ترین روابط احساسی و عاطفی بشر که کمتر آدمی متوجه ی آنهاست پا می گذارد.زیبا ترین داستان ها ورمان های چوبک عبارت اند از:نفتی، مردی در قفس، انتری که لوطیش مرده بود،روز اول قبر،یحیی،عروسک فروشی،چرا دریا توفانی شده بود،توپ پلاستیکی(نمایش نامه)،سنگ صبور(رمان)،تنگسیر(رمان)و... .
چوبک در 12 تیر1377در حالی که بینایی اش را ازدست داده بود،در امریکا درگذشت وجسدش رابنابر وصیّتش سوزاندند.
در این مطلب کتاب تنگسیر رو به شما معرفی می کنم.تنگسیر خود لغتی محلی به معنای مرد یا زن اهل تنگستان می باشد.داستان تنگسیر در حال و هوای زادگاه چوبک یعنی بوشهر در زمان حضور استعمار گونه ی انگلستان در این منطقه،رخ می دهد.ماجرای مردی روستای که برای گرفتن حق خود به گونه ای دیگر عمل می کند وحتی از جان خود در این راه می گذرد.چوبک با تسلطی که بر اصطلاحات محلی بوشهر دارد خواننده را براحتی به فضای جنوب می برد واستادانه داستان را پیش می برد.نکته مهم در آثار چوبک بخصوص تنگسیر استفاده از زبان گفتار در نوشتار است وحتی در پایان این کتاب چوبک می نویسد:«این را فاش می گویم که برای غَنای ادیات خود ناچاریم آنچه که در گفتار بکار می بریم در نوشتار نیز بکار بریم.»
چوبک در پایان کتاب اصطلاحات محلی مورد استفاده در تنگسیر را توضیح داده داده است.این کتاب برای علاقه مندان به اقوام ایران بخصوص جنوب بسیار مفید است.
اگر مایل به خواندن آثار چوبک و بزرگان داستان نویسی ایران هستید،لینک های زیر برای شما مفید خواهند بود.
۱ـ پایگاه آثار چوبک ۲-شورای گسترش زبان فارسی ۳ـداستان حرفه ای
در پایان امیدوارم به نویسندگان بزرگ ادبیات خودمان از جمله صادق چوبک بیشتر از پیش توجه کنیم.
ممنون از توجه شما
ببخشید،خیلی وقته آپ نکردم قول میدم جبران کنم.در ضمن شهادت زیباترین روح پرستنده ،حضرت زین العابدین امام سجاد(ع)رو به شما خوبان تسلیت میگم با کلامی از ایشون: ((من پسر آن آقایی(حضرت محمد(ص))هستم که فرشتگان آسمان به اواقتداکردند. قسمتی از خطبه امام سجاد(ع) در مجلس یزید))
ما ایرانی ها تا کسی نمیرد،سراغی ازش نمی گیریم،اینم یکی از همین موارد.از این شعر قیصر خیلی خوشم اومد گفتم شما هم بخونید.
اخوانیه(برای سیدحسن حسینی)
چراعاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هرنماز
دورکعت گلی را عبادت کنبم؟
به هنگام نیت برای نماز
به آلاله ها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو ازنی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینه ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
امیدوارم بتونم دوباره در خدمت شما دوستان باشم.راستی سالگشت وفات علامه طبابائی(۲۴آبان)وهمین طور نیمایوشیج رو تسلیت می گم.
التماس دعا
مدتها بود می خواستم نقدی ـ که بازهم بر غیر حرفه ای بودن آن تاکید می کنم ـ بر آثاردکتر بنویسم.این نقد غیر حرفه ای شامل نظرشخصی من دراین مورداست.اگر من از دکتر انتقاد می کنم دلیل بر این نیست که قوت های دکتر راکه بسیار بیشتر ازضعف های ایشون است را قبول ندارم.
من هر چه کردم نتوانستم جهت گیری فکری دکتر رو بطور دقیق بفهمم.دکتر به تمام جهات«جستجوگری در مسیرِ شدن»*بود.انسانی که در تمام زندگی اش درجست و جوی حقیقت بود.امروزفلان مسئله برایش مهم بود و فردا همان مسئله برایش بی اهمیت.امروزفلان حقیقت برایش اثبات می شد وفردا حقیقتی دیگر؛واین یعنی پیمودن راهی که به انسان شدن منتهی می شود.دکتربنابر نیاززمان خود اساس نگارش بعضی آثارش(سخنرانی،مقاله،کتاب و...)را بر جهاد گذاشته است که به نظر من درزمان ما نیاز به اساس دیگری است.البته نمی گویم که الان اصلا حرفی از جهاد زده نشود!به نظرم این گفته شامل حال کلیه ی آثار دکتر نمی شود«کتاب علی،کتاب امروز،کتاب فردا.»
البته ازسوی دیگر آثار دکتر در ضمینه های شناخت بزرگان اسلام در نوع خود بی مانندوهمیشگی است؛هرچند در آنها هم به همان دلیل مذکور بیشتر روی جهاد وظلم ستیزی وجنگ زوم می کند....